خرید بک لینک
خودم میدونم چی داره بهم میگذره
اینکه همش از جمع فرار می کنم
اینکه هیچ حسی به چیزی ندارم
اینکه میتونم مدت زیادی خونه باشم
بیرون نرم
سرمو بکنم تو لپ تاپ,پروژه انجام بدم و فیلم ببینم و تخمه و پفک و کمپوت گلابی بخورم
بعد سرمو بیارم بالا ببینم چقد اتاق بهم ریختس,ولی خب به جهنم که به هم ریختس!
تاحالا شده حس کنی چیزی برات مهم نیس?!
تاحالا شده فک کنی مث این هنرمندا شدی که با دستاشون یه عروسکو میگردونن
من حس میکنم دارم خودمو میگردونم!
اگه بهم بگی بریم سفر نمیام
چون سفر راه دور و درازی میخواد
هزارتا آدم میبینی تو راه..
کلی دردسر داره
ولی اگه بگی بیا ساعت ۱۲ شب بریم جاده جنگل بچرخیم میام
خیلی دلم میخواد برم اون جاده که درختای انبوه داشت
یه روز شجاع می شم و بالاخره میرم اونجا,تنهایی!
میدونی اعتقاد نداشتن به آدم ها اصلا اشکالی نداره
ولی نمیدونم خدا مارو چطوری آفریده که برامون سخته
اینکه از تنهایی لذت نبریم برامون سخته
و سخت تر از اون اینه که حوصله جمع رو نداری!
دقیقا باید با خودت چه غلطی بکنی????!

برچسب: نویسنده: دانیال اسدی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 13:54

صفحه بندی